سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
48
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
بدر خانه بىنياز مطلق آرى بدان كه بهر چه رو كنى به او رو كرهاى و بهر چه سجده كنى او را سجده نمودهاى . وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يهوديها گفتند عزير پسر خداست وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ و نصارى گفتند مسيح پسر خداست وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ بلكه يهوديها گفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ خود را پسر خدا و از دوستان او بشمار آوردند ، مشركين عرب گفتند ملائكه دختران خدايند . خدايى كه مالك و پديدآوردنده آسمانها و زمين است و آنچه بصفت موجوديت آمده زير فرمان او و مسخر امر ويند منزه است از اينكه فرزند آورد . ظاهرا يهود و نصارى كه عزيز و مسيح را پسر خدا گفتند مقصود آنها مثل اولاد آوردن انسان و حيوان نيست كه جسمى از جسمى بيرون آيد زيرا كه آنها خدا را جسم نميدانند مثل باقى اجسام ، و شايد چنين توهم مينمودند كه روح عيسى ( ع ) و عزيز از حقيقت حق توليد شده و بجسم و جسد عيسى ( ع ) و عزيز تعلق گرفته و به صورت بشرى نمايان گرديده كه بروحانيت خدا و بجسميت شخص بشرى نمايش يافتهاند چنانچه ظاهرا جهال صوفيه نسبت بعلى بن ابى طالب عليه السلام همين طور معتقدند و على عليه السلام را خدا و از حق تعالى جدا نميدانند . و خداوند در مقام رد آنها خود را تنزيه مىنمايند كه توليد مثل بهر معنى كه فرض شود بر خداوند روا نيست زيرا كه ولد شبيه والد است و اگر روح عزيز و عيسى ( ع ) از حق تعالى بطور توليد مثل كه ظاهر ولد چنين است صادر شده باشد بايستى روحانيت عيسى ( ع ) و عزيز در تمام جهات مثل حق تعالى باشد حتى در وجوب وجود و قدم ذاتى و ادله توحيد باطل مىكند كلام آنها را . و در اين دو آيه معجزنما به دو طريق اشاره دارد كه عقيده نحيف آنان باطل و غير موجه است ، يكى در آنجا كه بعد از نقل كلام آنهايى كه گفتند اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً در مقام اعراض ورد آنها فرموده بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اشاره به اينكه